✍دکتر علیرضا شعاعحسنی۱،۲
۱آکادمی علومی سلولی کاربردی ایران
۲دانشگاه علوم پزشکی ایران
در طی دهههای اخیر عوامل متعددی نظیر پیر شدن جمعیت، حوادث و سوانح، افزایش آلودگیهای محیطی، تغییر سبک زندگی، افزایش ابتلا به بیماریهای متابولیک ناشی از رژیم غذایی پرکالری و کم تحرکی به گسترش شیوع نارسایی اعضای حیاتی بدن و متعاقبا افزایش نیاز به پیوند اعضا در مبتلایان به این نارساییها منجر شده است. نیاز به پیوند اعضای حیاتی در جوامع توسعهیافته و در حال توسعه، سال به سال رو به فزونی بوده است. از طرفی ظرفیت تأمین عضو از طریق روشهای مرسوم، نظیر اهدای داوطلبانه از افراد سالم یا اهدای خیرخواهانه از افراد دچار مرگ مغزی بسیار محدود است و بخش محدودی از نیازها را برآورده میکند. در نتیجه، تعداد زیادی از بیماران ثبتنامشده در لیستهای انتظار دریافت اعضا، جان خود را پیش از آنکه بتوان کاری برای آنها انجام داد، از دست میدهند.
برای رفع این مشکل همچنانحلنشده، تلاشهای بسیاری در حوزه علوم پایه پزشکی خصوصا مهندسی بافت صورت گرفته است. بیش از سه دهه است که بر روی توسعه روشهای مختلف مهندسی بافت از تولید داربست و الکتروریسی گرفته تا روشهای سلولزدایی و کاشت سلول و در نهایت تدوین فرایند کامل چاپ زیستی سعی و پژوهش شده است اما بجز موارد معدود به عضو یا بافت قابل استفاده در بالین منتهی نشده است. از این گذشته، شرکتهای دارویی و صاحبان سرمایه به سبب پیچیدگیهای تکنیکی، محدودیتهای فناوری و گران بودن تولید یک عضو کامل از سلولهای انسانی بوسیله ابزار و روشهای مذکور رغبتی به سرمایهگذاری در این حوزه نداشتهاند. اما به هر حال سیستم بهداشتی برای برطرف نمودن نیازهای بیماران محتاج به دریافت عضو، نمیتواند معطل پیشرفتهای کند مهندسی بافت بماند و راهحلهای عملگرایانه و جایگزین را دنبال خواهد نمود. یکی از این راهحلها، پیوند عضو از حیوانات مهندسیژنتیکیشده است. در طی سالهای اخیر، پیشرفتهای واقعی صورتگرفته در حوزه تولید حیوانات مهندسیژنتیکیشده، به نتایج ثمربخش بالینی منجر شده است.
بیش از یک قرن پیش، تلاشهایی برای انجام پیوند عضو از حیوانات به انسان صورت گرفت که به سبب “مکانیسمهای ذاتی ایمونولوژیک پس زدن بافت و اعضای غیرخودی” به شکست انجامید. سالها پژوهش در حوزه مهندسی ژنتیک، بخصوص در طی دو دهه اخیر، امکان فریب دادن سیستم ایمنی انسان بطوریکه عضو پیوند شده از حیوان را غیرخودی تلقی نکند و آن را بعنوان بخشی از بدن فرد بیمار بپذیرد، فراهم آورده است. در همین سه چهار سال اخیر موارد متعدد پیوند اعضا از پستانداران غیرانسان اصلاح ژنتیکیشده
(genetically-modified non-human mammals) گزارش شده است. خوک، گوسفند و بز شایعترین گونههایی هستند که در این خصوص مورد استفاده قرار گرفتهاند. نتایج امیدبخش از پیوند قلب، کلیه و کبد از حیوانات دستورزیژنتیکیشده به انسان راه روشنی را پیش روی پزشکان و بیماران مبتلا به نقایص جسمی و بیماریهای صعبالعلاج قرار داده است. هر چند پیوند قلب از حیوان مهندسیژنتیکیشده همچنان محدودیتها و پیچیدگیهای خود را دارد و ۴-۵ مورد اخیر پیوند از این دست بیمشکل و عارضه نبوده است، اما پیوند دیگر اعضا مثل کلیه و کبد از این حیوانات با موفقیتهای بیشتری همراه بوده است. اواخر اسفند سال گذشته اولین مورد پیوند کلیه موفقیتآمیز از خوک مهندسیژنتیکیشده در ایالات متحده گزارش شد و بیمار ۶۲ ساله دریافتکننده آن، که سالها با نارسایی پیشرفته کلیه دست و پنجه نرم میکرد، چند هفته بعد با حال عمومی خوب و بدون نیاز به دیالیز از بیمارستان ترخیص شد. اردیبهشت امسال نیز اولین دریافت کننده کبد از خوک مهندسی ژنتیکی شده در چین گزارش شد و حال عمومی وی هفتهها بعد از عمل همچنان مساعد بوده است.
در نهایت، به نظر میرسد که این یافتهها و نتایج نویدبخش میتوانند به تغییر پارادایم (Paradigm shift) منجر شوند، شما چه فکر میکنید؟
لینکهای مرتبط با این مطلب: